فُرُختِ خدایی
El crepúsculo de un dios
سونیا با روبرتو، بازیگری مغموم که فقط چند روز از زندگیاش مانده، روبهرو میشود. هر دو عاشق هم میشوند، اما بهزودی مأموری از پلیس برای دنبال کردنِ روند زندگیِ سونیا میآید، که در شب سال نو توسط یک کنتس distracted میشود. سونیا و روبرتو از این فرصت استفاده میکنند تا فرار کنند.