خط داستانی
خانواده ورما شامل خانم ورما، مادر؛ آنیل، پسر؛ و دختری به نام وینی است. آنیل عاشق شوبهاست و امیدوار است روزی با او ازدواج کند. در حالی که وینی عاشق راکش است و او نیز امیدوار است روزی با او ازدواج کند. شوبها و راکش هر دو برای جیکی، یک صنعتگر چند میلیون دلاری، کار میکنند. آنیل باید به مدت یک سال به خارج برود تا آیندهاش را بهتر کند. او قول میدهد که با شوبها در تماس باشد. اما پس از یک سال که آنیل برمیگردد، متوجه میشود که وینی و راکش ازدواج کردهاند و از اینکه شوبها با جیکی ازدواج کرده است، دلشکسته میشود. او ناامید اما شکستناپذیر، با دختر دیگری به نام سونا ازدواج میکند، اما نمیتواند شوبها را از ذهنش بیرون کند. سونا از این موضوع ناراحت است و یک روز او را دنبال میکند و او را در رختخواب با شوبها مییابد.