روبرتا شور
روبرتا جیمی شوروپ که در 7 آوریل 1943 در مونتری پارک کالیفرنیا به دنیا آمد، به سرعت جای خود را به روبرتا شور در سنین جوانی به عنوان بازیگر و خواننده در سینما و تلویزیون داد. روبرتا که در سن گابریل، کالیفرنیا بزرگ شد، کار خود را در ده سالگی با خواندن آهنگهای وسترن کانتری در سوپرمارکتها با تکس ویلیامز آغاز کرد، که او را دعوت کرد تا به برنامه تلویزیونی هفتگی خود از مزرعه Knotts Berry بپیوندد. این زمانی بود که او نام هنری خود را به "Jymme Shore" تغییر داد. اوپس از آن به نمایش پینکی لی (1950)، برنامه شماره یک تلویزیون روزانه کودکان NBC در آن زمان پیوست.
اما زمانی که استودیو دیزنی او را بهعنوان دشمن دوستیابی آنت فونیچلو در چند ویترین ستاره استخدام کرد، این بازیگر نوجوان خوشپوش و با اعتماد بهنفس با چتریهای زیبای سبزه توجه خود را جلب کرد. از آنجا که نام جیمی اغلب به عنوان یک مرد اشتباه گرفته می شد، خود والت دیزنی به او پیشنهاد داد که از نام خود استفاده کند.روبرتا برجسته در آنت (1958)، که یک سریال اپیزودیک بود که از فایلهای «باشگاه میکی ماوس» جمعآوری شده بود، و فیلم داستانی بسیار محبوب The Shaggy Dog (1959)، که هر دوی آنها روبرتا را با آنت به خاطر محبتهای تیم کنسیدین میجنگید. روبرتا همچنین آهنگ تم آن فیلم را اجرا کرد. او بارها در قسمتهای موشبازان ظاهر شد، اگرچه خودش یک موشباز نبود، زیرا او را خیلی قد بلند میدانستند. او اثبات کردبرای برخی از پروژه های انیمیشن خود صداهای خود را ارائه کرد و به عنوان یک خواننده، در لیبل دیزنی به نمایش درآمد، از جمله آهنگ هایی که جلوه آوازی متمایز او را بازسازی می کرد.
هنگامی که او شکوفا شد، در یک فصل از Father Knows Best (1954) در نقش یک دوست مدرسه ای برای الینور دوناهو بازی کرد. با بازی هنریتا، معروف به «هنک»، یک نوجوان بچهباز در نمایش باب کامینگز (1961)، یک سریال تلویزیونی کوتاه مدت در سال 1961 با بازی رابرت کامینگز، امتیازهایی به دست آورد. الفnd یکی از انبوهی از دوست دخترهای ریکی نلسون در نمایش خانواده اش، ماجراهای اوزی و هریت (1952) بود. اما برجسته ترین نقش روبرتا در یک سریال تلویزیونی، نقش «بتسی گارث» در سریال ویرجینیا (1962) برای سه فصل اول آن بود. یک بازیکن حمایت کننده در دیگر فیلمهای «عشق جوان»، مانند یک مکان تابستانی (1959)، جین آبی (1959) و چون آنها جوان هستند (1960)، اما هیچ چیزی برای روبرتا نتوانست او را به سمت جلو سوق دهد.رتبه ها
او که یک مورمون بزرگ شد، در نهایت در سال 1965 کانون توجه را به کلی ترک کرد و به طور کامل روی تربیت خانوادهاش متمرکز شد. او و همسر بازیگرش، ران فردریکسون، به سالت لیک سیتی نقل مکان کردند و دوباره چیزی از او شنیده نشد. در دهه 1980 یک دیسک جوکی در یک ایستگاه رادیویی یوتا بود، دههها بعد او برای نقش همسر اسماعیل انتخاب شد، نقش مکمل اصلی در فیلم کتاب مورمون اثر گری راجرز، جلد 1: سفر (2003) در سال 2003. Hشوهرش نقش اسماعیل را بازی کرد. اخیراً، او نماینده یک تولید کننده برای یک تجارت مبلمان بوده است.