Storyline
پادشاه آندروکلس از تبس فرمانده یک کشتی است که به دنبال تهدیدی برای یونان میگردد که توسط یک پیشگوی جوی پیشبینی شده است. هرکول بخشی از خدمه است، اما این قهرمان در مه غلیظی به دریا میافتد. او به ساحل میرسد و از ایسمینه، دختر جوانی، در برابر پروتئوس، موجودی شیطانی و تغییر شکلدهنده، نجات میدهد. ایسمینه هرکول را به آتلانتیس میبرد، جایی که او متوجه میشود مادرش، ملکه آنتینئا، آندروکلس را اسیر کرده است. هرکول نقشهای برای نجات او و ناکام گذاشتن رویای آنتینئا برای تسلط بر جهان میکشد.