Storyline
وقتی اففی بریست هفدهساله با بارون اینستنِتنِتن سالخورده ازدواج میکند، به شهر کوچک و منزوی واقع در دریای بالتیک و خانهای که از آن میترسد که جنگیر باشد میرود. بیهمدمی و نیاز به همراهی او را به دوستی با ژنرال کرَمپاَس، مردِ جذاب و زنباره میکشاند و روابطی پرتنش و پُرپیچ و تاب آغاز میشود.