خط داستانی
تزار روسیه، confidant مورد اعتماد خود، مایکل استروگوف را به منظور هشدار به برادرش، دوک بزرگ، درباره شورش تاتارها که توسط فیوفار خان و ایوان اوگارف رهبری خواهد شد، میفرستد. استروگوف که خود را نیکلاس کُرپانوف معرفی میکند، به عنوان یک تاجر سفر میکند تا به دوک بزرگ هشدار دهد. در راه، او با نادیا فدوروا، دختری جوان که سعی دارد به پدرش واسیلی، یک فعال سیاسی که به سیبری تبعید شده است، بپیوندد، ملاقات میکند. استروگوف توسط تاتارها دستگیر میشود، که به او باور ندارند که یک تاجر است و تهدید میکنند که مادر استروگوف، مارفا را شکنجه خواهند کرد مگر اینکه هویت واقعی خود را فاش کند.