خط داستانی
رالف برنت، یک بازیگر فقیر، پس از بازگشت از یک نمایش، متوجه میشود که فرزند ناتنیاش مرده است. مادر کودک مست به خانه برمیگردد و به جای خرید دارو، با پولی که او به او داده بود، مشروب خریده است. او او را به خاطر مرگ کودک متهم میکند و بطری مشروبی را که او قصد نوشیدن آن را دارد، از او میگیرد و دور میاندازد. مادر در حال خشم به شوهرش با چاقوی نان حمله میکند و به طور تصادفی خود را میکشد. برنت از اینکه ممکن است به قتل متهم شود، به سرعت خود را به شکل یک پیرمرد در میآورد و خانه را ترک میکند.