خط داستانی
دیوید هولمز، یک زنستیز و گوشهگیر، پس از مرگ پدر سیلویا، سرپرست او میشود. او در ابتدا او را به روستا میفرستد، اما سیلویا به عنوان یک زن جوان بازمیگردد و دیوید مجذوب زیبایی او میشود. او در حین همراهی با او در رویدادهای اجتماعی، متوجه میشود که به او عاشق شده و آنها با عشق متقابلشان به هم نزدیک میشوند.