خط داستانی
ایزابل کلیفورد برای نقاشی شدن مینشیند. هنرمند او ماریون لسلی است، مردی که به مسائل جسمی مشغول است. نه به جسم ایزابل، بلکه به لورلی، همان لورلی که رئیس پلیس فاسد، سارپینا، را با اجراهای فوقالعادهاش شگفتزده میکند. او مشهورترین دیوای اپرای مکزیک، نامزد ماریون و عشق سارپینا است، اما به خاطر دوستی ماریون با ایزابل، دچار سوءظنهای جزئی میشود.