خط داستانی
ستاره اپرای پاریسی نورا هارریگان توسط عده زیادی ستایش میشود اما رقیبش، فلور دسیمونه، او را نمیپسندد. ادوارد کورتلندت به او علاقهمند است اما نورا او را به خاطر هیر روزن رد میکند. نورا ربوده میشود اما اینکه توسط چه کسی این کار انجام شده، معماست و کورتلندت مظنون است. پس از آزادی، نورا به همراه والدینش به جنوب فرانسه میرود. به طور تصادفی دوباره با کورتلندت ملاقات میکند و با اینکه دیگر به هیر روزن علاقهای ندارد، همچنان نسبت به ادوارد سرد است. در ادامه، کورتلندت متوجه میشود که روزن مسئول ربودن نوا بوده و نوا متوجه میشود که فلور و کورتلندت قبلاً ازدواج کرده بودند. با این حال، شوهر فلور مداخله میکند و همسرش را مجبور میکند تا سوءتفاهم را توضیح دهد و بدین ترتیب تمام موانع از سر راه عشق برداشته میشود.