خط داستانی
فرناندای مغرور تصمیم میگیرد برای فرار از توجهات دون دیگو، عاشق و شیکپوش، اسپانیا را ترک کرده و به دیدن عمویش در سان فرانسیسکو برود، اما او او را دنبال میکند. او از یک سفر وحشیانه با تاکسی توسط یک رهگذر که صاحب یک شرکت بزرگ لولهکشی است نجات مییابد. او که او را یک لولهکش معمولی میداند، به او بیاعتنایی میکند، اما او به دنبال او میرود و یک رقابت عاشقانه شکل میگیرد.