خط داستانی
این فیلم در پایان قرن نوزدهم اتفاق میافتد. کاردینال گولیلمو ماسایا ۲۰ سال در اتیوپی به تبلیغ دین کاتولیک پرداخته است. او به ایتالیا بازمیگردد و سعی میکند کمک دولت پیمنت را جلب کند. کنت کاور، اگرچه به کارهای کاردینال در آفریقا ارادت دارد، نمیتواند حمایت کابینهاش را به طرحهای کاردینال بدهد. این مبلّغ، با اعتماد به تدبیر الهی، به تنهایی به آفریقا بازمیگردد. کاردینال که در میان مردم به عنوان ابونا مسیاس شناخته میشود، دوست پادشاه منلیک میشود. حمایت پادشاه برای گسترش کلام او و تحقق مأموریتش حیاتی است. رئیس کلیسای قبطی، ابونا آتاناسیو، هر کاری که میتواند انجام میدهد تا مانع رسیدن ماسایا به اهدافش شود و او را از اتیوپی تبعید کند. منلیک از کمک به ابونا آتاناسیو امتناع میکند، که تصمیم میگیرد به امپراتور مراجعه کند و بدین ترتیب جنگی بین امپراتور و زیر دستانش منلیک آغاز میشود. برای پایان دادن به جنگ، کاردینال تصمیم میگیرد آفریقا را ترک کند.