خط داستانی
نوجوان تازهوارد مونته هیل در تلاش است تا در فیلمهای وسترن شغلی پیدا کند که با دنی مککوی و خواهرش گلوریا آشنا میشود. دنی در تلاش است تا اسبش، "پاردنر" را به فیلمها معرفی کند. مونته یک آهنگ میخواند و "پاردنر" چند ترفند انجام میدهد و یک کارگردان انتخاب بازیگر متوجه آنها میشود. مونته نقش یک کابوی خواننده را به دست میآورد و اسب نیز فرصتی پیدا میکند، اما یک انفجار تصادفی که توسط ستاره وسترن راد میسون، که به مونته حسادت میکند، ایجاد میشود، باعث میشود که اسب به شدت ترسیده و دیالوگهایش را فراموش کند.