خط داستانی
هری، پس از شش سال اقامت در آسایشگاه، به خانه بازمیگردد و یادآوریهای زندهای از یک مهمانی در سالهای گذشته با شش نفر از دوستانش دارد. این مهمانی با ناپدید شدن یکی از آنها، رائول، به پایان رسید. در حالی که یک باغبان در باغ هری مشغول حفاری است، یک اسکلت و ساعتی با نام "رائول" پیدا میشود. هری دوستانش را به یک شام دعوت میکند تا معمای ناپدید شدن رائول را حل کنند.