خط داستانی
در تقاطع 88، یک جامعه کوچک تمام سیاه، لولی سیمپکینس زیبا عاشق آهنگساز ملایم باستر جنکینز است که درآمد کمی دارد و نمیتواند ازدواج کند. پدرش خواهان رقیب او، آنی، است که بیادب اما با درآمد بهتری است. بهترین شانس باستر زمانی به دست میآید که تهیهکننده باب هاوارد، که به او آهنگهایی ارسال کرده، به شهر میآید تا او را پیدا کند. اما باب به دنبال یک نام مستعار به نام 'هیو لت گرین' است که هیچکس هرگز دربارهاش نشنیده است. آیا باستر خود را معرفی خواهد کرد؟ در همین حال، یک کنسرت کلیسایی بسیار جاز.