خط داستانی
یک کیشوری ثروتمند که همیشه آماده کمک به فقرا است. او به بمبئی سفر میکند تا با پسرعمویش راج که زنباره است و بسیاری از زنان را رها کرده، باشد. راج و کیشور برای شکار به جنگل میروند که راج با مردی ملاقات میکند که از او میخواهد با دخترش که به او خیانت کرده، ازدواج کند، اما راج او را میکشد و کیشور را به قتل متهم میکند که از آن پس در حال فرار از پلیس است.