خط داستانی
ویجی مأموریت دارد پلی در یک جامعه کوچک بسازد که چین را به هند متصل کند. ویجی متوجه میشود که این کار دشوار است، زیرا مردم دو طرف با یکدیگر سازگاری ندارند و هیچ کمکی نمیکنند. با این حال، ویجی ادامه میدهد و توانسته است روستاییان طرف هندی را درباره مزایای این پل قانع کند. اما داستان مردم طرف چینی کاملاً متفاوت است، زیرا آنها تحت سلطه یک امپراتور ظالم و خودخواه به نام دنگ دو رانی هستند که مردان و زنان مسلح را برای مقاومت در برابر هر تلاشی برای ساخت این پل میفرستد. گروهی از این مردان و یک زن به نام سو رنی دستگیر و برای بازجویی نگهداری میشوند. ویجی و سو رنی عاشق هم میشوند و سو رنی تصمیم میگیرد به ویجی در کارش کمک کند. در این حین او متوجه میشود که از مردم خود دور شده و اکنون دستوری برای کشتن او صادر شده و از طرف دیگر با بیاعتمادی و سوءظن مردم طرف هندی مواجه است.