خط داستانی
این فیلم اقتباسی از یک موزیکال محبوب اسرائیلی است. کازابلان، یک کهنه سرباز ارتش است که به رهبر یک باند در بندر یافا تبدیل شده و احساسات تلخی خود را با شجاعت زیاد پنهان میکند. او به راشل، یک زن جوان که با پدر و نامادریاش زندگی میکند، علاقهمند است. این رابطه در همسایگیها جنجال به پا میکند و یانوش، صاحب یک فروشگاه کفش میانسال که او نیز راشل را میخواهد، را عصبانی میکند. (یانوش احساس میکند که حق دارد با راشل ازدواج کند زیرا هر دو یهودی آشكنازی با ریشههای اروپای شرقی هستند، در حالی که کازابلان یک یهودی سفاردی از مراکش است.) محله همچنین با نگرانی دیگری مواجه است: شهر میخواهد خانههای فرسوده آنها را تخریب کند. ساکنان منابع خود را برای نجات خانههایشان جمعآوری میکنند، اما پول جمعآوری شده دزدیده میشود. وقتی کازابلان به خاطر سرقت زندانی میشود، باید راهی برای تبرئه خود پیدا کند.