خط داستانی
آرایشگر تنها به تماشای عنوان فیلمی در پارک می رود تا به یک مرد بی عاطفه پوست دار همرنگی بدهد او شب را با این مهمان می گذراند و در اتاقی خالی می بندد روز بعد پوست دار از پنجره فرار می کند و به خواهرش که فیلمی به نام خواهران از جبهه SLA می سازد می رود او با تست بازیگری همراهی می کند آرزوها و خیال پردازی هایی که در خیال با پوست دار دارد تعبیر می شود و فیلمساز به تماس با دو مرد می رسد و خواهی نشان می دهد که برادرش سکوت خود را تقلبی و بی علاقه نشان می دهد خیال ها ممکن است به حقیقت بپیوندد