آبی نیمهشب
Midnight Blue
کاتب بانکی که پیش از انتقال از نیویورک به لسآنجلس به شعبه آتلانتا مراجعه میکند، شب یکی از دختران سرایکلاس با او ارتباط برقرار میکند. رابطهشان به شور و کشش میانجامد اما او دوباره نمیتواند او را پیدا کند، حتی با کمک یک کارآگاه خصوصی. در لوسآنجلس با همسر رئیسش روبهرو میشود و مطمئن است که او همان دختر است، اما او میگوید که نیست.