خط داستانی
همیشه یک رویداد بزرگ در کپنهاگ است زمانی که رژه گارد برگزار میشود، مردم در پیادهرو جمع میشوند و همه پنجرهها توسط تماشاگران کنجکاو اشغال میشود. تماشاگران از این نمایش زیبا لذت میبرند، اما صادرکننده ماهی هانس یاکوبسن در وسط یک مکالمه تلفنی با خانم پترسن است که 500 کرون به او بدهکار است. یاکوبسن به او 8 روز مهلت میدهد تا پول را پرداخت کند. پسر پول یاکوبسن نمیفهمد که چرا پدرش اینقدر نگران است، زیرا فردا تعطیلات آنها آغاز میشود. همانطور که پول میگوید، یک مرد پیر حکیم گفته است "مردم هیچ ایدهای ندارند که چقدر چیزها خود به خود حل میشوند، به شرطی که به آنها دست نزنید و آرام باشید و سر خود را از دست ندهید" و او ادامه میدهد که با دایی نیکولای هم توافق کردهاند که به آنجا بروند.