خط داستانی
در مکزیکو سیتی سال هزاران نهصد و شصت و پنج، فلابیا دختر دانش آموزی ثروتمند اما تنها با ورونیکا، دختربچه یتیم و شیفته جادوگری، دوست می شود. ورونیکا فلابیا را متقاعد می کند که او جادوگر واقعی است و او را به دستیار خود میگمارد. بازیهای کودکان تدریجا جدی تر می شوند و ورونیکا از فلابیا خواسته های بیشتری می کند.