خط داستانی
پروفسور هلویگ یک مجرد مطلق است. او یک تاریخنگار موسیقی است و تنها برای عشقش زندگی میکند. او هیچ صبری برای خانمها ندارد و همه تلاشش را میکند تا با رفتار بسیار ناخوشایندشان را از کلاسهایش بیرون کند. حتی در خانه، تنها اجازه میدهد که یک مرد - سباستین - به او خدمت کند. سباستین البته به پروفسور نمیگوید که او در واقع متأهل است. الی مارتنز، یک دانشجو که از طریق یکی از کلاسهای پروفسور او را میشناسد، میخواهد نفرت پروفسور از زنان را درمان کند، زیرا نمیتواند ببیند کسی خوشحال است (چه دلیل دیگری میتواند وجود داشته باشد؟). او تصمیم میگیرد از فریبندگی زنانهاش برای به دام انداختن او استفاده کند. او به عنوان یک زن متأهل که شوهرش را در یک تصادف اتومبیل در طول ماه عسل از دست داده، در یک شب طوفانی به خانه هلویگ میآید و از او کمک میخواهد. هلویگ از او متنفر است و سعی میکند هر چه سریعتر او را دور کند (آمین!).