خط داستانی
دو سرباز، تیکا و گریگوره، در تعطیلات دو روزه از جبهه به روستای زادگاهشان بازمیگردند. داستان در بهار 1945 آغاز میشود. گریگوره با ناراحتی متوجه میشود که نامش بر روی یادبود سربازان کشته شده است و دوستدخترش آنا با مرد دیگری ازدواج کرده است.