خط داستانی
لورت، لباسشویی زیبا و جذاب، در پاریس لوئی پانزدهم یک زن جوان بسیار مورد توجه است. اما قلب او قبلاً متعلق به کسی است و او در طول کارناوال برنامههای مفصلی برای به دست آوردن مردی که واقعاً دوستش دارد، نجار کمپستریل، میریزد. در حین تلاشهایش برای حسادتبرانگیز کردن کمپستریل و شناختن عشقش به او، با دوک مارلی ملاقات میکند که قصد دارد او را معشوقه خود کند. لورت بیخبر در مثلث عشقی گرفتار میشود و همتای او، مارسلین، باید لورت زیبا را از این توطئههای رسوایی نجات دهد.