خط داستانی
ایگارِ سالخورده، موسیقیدانِ پیر، در رادیوِ دانشجو در لیوبلانا کار میکند و متوجه میشود که نظافتچیِ ساختمانِ ادارهٔ پلیس است و به نویسندگانِ منتقدِ رژیم گوش میدهد. پس از درگیری باِ سردبیرش، تصمیم میگیرد با موتورِ قدیمیاش از ۱۳۳۸ به یونان برود و در مسیرِ بالکانِ سابق، راولا و صربستان، همراهِ نوجوانی به نامِ رهلا میشود. در سفرِ ایگور به یولیوِسلاویا، او واردِ آشوبیِ غیرمنتظره میشود: انقلابِ ضدروابطِ بوروکراتیکِ میلوسِویچ در صربستان و ووجوئودینا آغاز میشود