خط داستانی
پالادینها به طور مشترک رمانهای جنایی مینویسند. در یک سینما، به طور تصادفی گزارشی درباره عواقب یک غرق کشتی را میبینند که در آن، ستوان دوپویس درباره مرگ یک پیرمرد در قایق نجات حامل بازماندگان صحبت میکند. شوهر و همسر توافق میکنند که این میتواند نقطه شروع یک داستان جدید باشد و به دیدن دوپویس میروند تا جزئیات بیشتری درباره این درام بگیرند. وقتی به هتل او میرسند، دوپویس با گلولهای در سرش مرده است. پلیس مرگ را خودکشی توصیف میکند اما پالادین بلیت قطاری در جیب مرد مرده پیدا کرده است. او با همسرش به سمت مقصد مشخص شده، جایی در استانها، سوار قطار میشود.