خط داستانی
خدای آنتیوخوس یک برده زن برای خدایان آفرودیت و برادرش آپولو خریداری میکند. او نه تنها باید وظایف معمول یک برده را انجام دهد بلکه باید در فعالیتهای جنسی منحرفی که این دو خدا دائماً درگیر آن هستند، شرکت کند. آنها نمیدانند که این برده در واقع ساپفوی تبعیدی، ملکه کرت است. آنها یک برده زن دیگر به نام کاتنگا خریداری کرده و به خانهشان در کوه المپوس میبرند. وقتی پاریس جوان، که عاشق ساپفو است، از این موضوع باخبر میشود، به کوه المپوس میآید تا او را نجات دهد، اما شکست میخورد و به دست آفرودیت و آپولو اسیر میشود که از او در بازیهای جنسی منحرف خود استفاده میکنند. پاریس و ساپفو به نظر میرسد که با آنها همراه هستند، اما در واقع در حال برنامهریزی برای فرار خود هستند. مشکلاتی پیش میآید.