خط داستانی
آندریاس، به عنوان مالک یک ساختمان نیمه مرکزی در آتن، قصد دارد آن را در ازای غرامت واگذار کند، اما این ساختمان یک کلوب شبانه دارد که متعلق به استفانوس است و او به شدت با این موضوع مخالف است. استفانوس تصمیم میگیرد با هر وسیلهای که لازم باشد، مانع این کار شود، حتی اگر به قیمت قربانی کردن خوشبختی شخصیاش با کایتی باشد. از آنجا که استفانوس میداند آندریاس تا زمانی که خواهرش واسو را نگیرد، با فانی ازدواج نخواهد کرد، سعی میکند او را فریب دهد. بنابراین او از هیچ تلاشی برای تضعیف رابطهاش با استلیوس، یک یونانی از کنگو که دوست برادر فانی، الکوس است، دریغ نمیکند. وقتی که او در نهایت موفق میشود، شروع به بدنام کردن فانی نیز میکند و بدین ترتیب رابطهاش با آندریاس را نابود میکند.