عروس را من میبرم
Dulhan Hum Le Jayenge
ساپنا در سنین پایین والدینش را از دست داده و با سه دایی عجیب و غریبش زندگی میکند - بولا نات یک ورزشکار است، پرابهو نات فردی مذهبی و ویکی نات یک جوان دیسکو دوست است. ساپنا از رفتارهای آنها خسته شده و به اروپا فرار میکند، جایی که با راجا ملاقات میکند. کیف او دزدیده میشود و بنابراین مجبور است به راجا از نظر مالی وابسته شود. در طول سفر، آنها بعد از دعواهای زیاد عاشق هم میشوند. وقتی راجا متوجه میشود که برای ازدواج با ساپنا باید داییهایش را قانع کند، به مأموریتش میرود.