گناه جوانی
Die Jugendsünde
کشاورز گرِلهوفر آرام آرام پیر و بیمار میشود. خدمتکار خانهاش؛ روسل از او مراقبت میکند، در حالی که پیشخدمت مزرعه؛ واستل از مزرعه نگهداری میکند. برادر شوهر گرِلهوفر، دوسترِر، میداند بیست و پنج سال پیش، کشاورز با خانهدارش، ریسلِر ماگدالن، درگیر شد و او آن زمان ناپدید شد. او از این آگاهی استفاده میکند تا گرِلهوفر را وادار کند تا اموالش را به او و خاندانش واگذار کند.