خط داستانی
کزبان دختر جوان و زیبایی است که با مادرش در یک روستا زندگی میکند. پس از مرگ مادرش، پدرش متوجه میشود که او دخترش است و به روستا میآید تا او را با خود ببرد، اما کزبان نمیداند که این مرد پدرش است. او فکر میکند که قرار است با یک خویشاوند ثروتمند زندگی کند، اما در خانهای که میرود به خاطر روستایی بودنش مورد تحقیر قرار میگیرد و مصمم میشود که خود را بهبود بخشد و تغییر کند...