خط داستانی
کنجو لاکشمی جوانترین دختر خانواده اشرافی کاومپاتو در پرونانپورام است. او توسط برادرانش بچه گانه پرستاری میشود و کمی مغرور است. خانواده صاحب مدرسه محلی هستند. سیوا سانکاران به مدرسه به عنوان یک پون میآید تا جای پدمنابان را بگیرد که به خانواده کاومپاتو وعده کمک مالی در ازای کار را میدهد. در این میان یک نامه محبت آمیزی که برای کنجو توسط همکلاسی نوشته شده است به دفترش میافتد و او سیوا سانکاران را به نوشتن نامه متهم میکند. کنجو با سیوا سانکاران دعوا میکند. برادرانش به دعوا میپیوندند و سیوا سانکاران اعلام میکند که در مدت ۱۵ روز با کنجو ازدواج خواهد کرد.