خط داستانی
زنی از دنیای متمدن عاشق یک فلزکار میشود و یک شب خود را به او میدهد. مدتی بعد، کارگر نابینا میشود. او برای آخرین بار با دستانش به ماشینآلاتی که دیگر با آنها کار نخواهد کرد، دست میزند در حالی که کنتس به زندگی لذتهای خود بازمیگردد.
زنی از دنیای متمدن عاشق یک فلزکار میشود و یک شب خود را به او میدهد. مدتی بعد، کارگر نابینا میشود. او برای آخرین بار با دستانش به ماشینآلاتی که دیگر با آنها کار نخواهد کرد، دست میزند در حالی که کنتس به زندگی لذتهای خود بازمیگردد.