خط داستانی
در یک شهر بزرگ استانی، دو دوست به نامهای ناسکو و ریچو با امیل، یک رهبر ارکستر اپرا ملاقات میکنند که آنها را با آنا، یک خواننده اپرا آشنا میکند. ناسکو و آنا عاشق هم میشوند. ناسکو باید داستانی برای روزنامه درباره ثبتنام غیرمنظم آنلیا، دختر یک شخصیت محلی بنویسد. یک کارگردان معروف از پایتخت برای نخستین نمایش اپرا میآید و به آنا علاقهمند میشود. آنلیا برای توضیح به خانه ناسکو میآید. آنا او را آنجا پیدا میکند و تصمیم میگیرد از او انتقام بگیرد. او با کارگردان صمیمی میشود. داستان درباره پرونده آنلیا آماده است، اما چون سردبیر مست است، ناسکو امضای او را جعل میکند. این جعل کشف میشود. روابط بین دوستان سابق به دلیل عدم صداقت و توطئههای پنهانی خراب میشود. ناسکو شجاعت پیدا میکند تا حقیقت را به دوستانش بگوید. بدین ترتیب، او عشق آنا و اعتماد پسرها را دوباره به دست میآورد.