خط داستانی
فوریه ۲۰۰۲. مادری آرژانتینی و دخترش به آمستردام میروند در کنار عروسی شاهزاده ویلم-آلکساندر و شاهزاده مکسیماآ. او به دنبال معجزه است، ظهور دوباره همسرش آلدِخور، که در رژیم گم شده بود. او با مشکلی روبرو میشود چون پلیس داستان او را باور نمیکند. در حل مسئله، دخترش در جمع از نظر گم میشود. افسر پلیس فِلیکس بُس هم با مشکلی روبهرو است. دوستدخترش مین که به تازگی خبر بدی شنیده است. او از کشور اخراج میشود. این روز، همچنین روزی است که میفهمد مادرش نمیتوانسته مادر واقعیاش باشد