گرفتار پروبنسینانگ مندورکوت
Hulihin Probinsiyanong Mandurukot
سیانون با خواهریاش دورای به مانیلا می رود تا زندگی بهتر بیابد اما به آسانی شکار کیفقاپان میشوند که همان خویشاوندی است که در آنجا ساکن میشود او وجدانی را میسنجد که آیا باید آنها را به فزونی این کار بپیوندد