خط داستانی
جمعه شب در مرکز غربی پایین تورنتو. صحبت ها در کنفرانس شام در واحد تازه ثروتمندان هری و کارول به در ورودی بالکن می رسد، در حالی که دو مصرف کننده کوکایین یعنی پِتری و جانی در زیر کوچه دعایی می گیرند. وقتی مهمانان شام می روند، میزبان گم می شود تا اینکه صدای ترسناک و جیغ بلند از بالکن بلند می شود. پِتری از کارول روی زمین در نزدیکی کوچه خاموش می شود و هری از بالا فریاد کمک می کشد. ناگهان افشای آژیر پلیس ها پنج نفر را به هم وصل می کند و سه ماه بعد این زندگی های مختلف با هم تلاقی می یابند و اشکال روایی چندگانه به همراه ظهور رفتارهای جنسی و خشونت را به نمایش می گذارند. چیزهای زیبایی می توانند وقتی که به ته دره می رسیم، اتفاق بیافتند.