خط داستانی
دییا در شرکت جیوته رانی دیا در وِشاقاپاتنام کار می کند جایی که همه کارمندان زن هستند دختر جیوته رانی پروز ام اپین مردی به نام ادیتیا را به عنوان سر منطقه شرکت منصوب می کند ادیتیا عاشق همکارش دیا می شود روزی ادیتیا متوجه می شود والدین دیا حتی پس از بیست و پنج سال زندگی مشترک هنوز در حال طی بحران ازدواج هستند این موضوع رابطه دیا و ادیتیا را به هم می ریزد تا برای حفظ رابطه والدین دیا زوج تصمیم می گیرند رفتاری متفاوت اتخاذ کنند این موضوع با آمدن عموى ادیتیا به وِشاقاپاتنام به تخم گذاری خنده هایی منجر می شود