خط داستانی
از کودکی ایزابل به یاد می آورد که مادرش همواره از او می خواهد که وی را بسوزانند اکنون که روز برای این کار فرارسیده با حضور شوهرش دانیل صدای مادر است که او را شگفت زده می کند زیرا مادر در گورهاست و در کنار اوست که می خواهد بسوزد و از آن روز به بعد با نامه ای که در وصیت اش گذاشته با دستورات دقیقش صدای خود را به گوش می رساند و این که با شدت هایی ممکن است به از هم پاشی ازدواج ایزابل منجر شود