خط داستانی
لوژزیچکا شاهزاده ای خنده دار از سرزمین انیکیتان است که بیشتر به تربیت بدنی و طوطی اش فردا علاقه دارد تا وظایف شاهزادی. پدر و مادرش با این که sprite آب Bonifác او را به همسری برمیگزیند و تهدید میکند که پادشاهی را نابود سازد. لوژزیچکا از وظایف سرپیچی میکند و فرار میکند تا به گروهی از بازیگران بپیوندد و دور از ایمن بودن تبدیل به یک راهنمایی قهرمان میشود. اما او نمیتواند از سرنوشت فرار کند — در نهایت با هر دو دشمن یعنی sprite آب و نقش خود به عنوان آینده ملکه روبه رو میشود. خوشبختانه او عشق واقعی را مییابد، دوستان خوبی پیدا میکند و همچنین میفهمد که هر چیزی باید یاد گرفته شود و همیشه نقطه روشنی وجود دارد.