خط داستانی
مادربزرگ شیطان نوهاش را به دیدار خانواده پانچ و جودی میفرستد. شیطان به طور ریاکارانهای قول میدهد که به طور نمونه رفتار کند، اما برعکس عمل میکند. او به طور مخفیانه پودینگ را میخورد، کاسه را میشکند، دروغ میگوید و وقتی توسط پلیس دستگیر میشود، فرار میکند. پانچ و پلیس او را تعقیب کرده و با زحمت زیاد او را به دام میاندازند. این ماجراجویی با شکست واضح شیطان و خشم مادربزرگ شیطان از نوهی دست و پا چلفتیاش که دوباره دستگیر شده، به پایان میرسد.