خط داستانی
مکس سی. کراگ، یک صنعتگر ثروتمند، و همسرش ایدیت در حال سفر از تپههای دانمارک به سمت استراحتگاه آخر هفتهشان هستند که دختری جوان به نام آوی را میبینند که برای گرفتن ماشین دست بلند کرده است. آنها برای دختر توقف میکنند و ناگهان مکس توسط دو دوست آوی، استین و یورگن، از ماشین کشیده میشود، در حالی که لیلا با خوشحالی از سمت دیگر جاده تماشا میکند. جوانان نیمه دیوانه با مواد مخدر، مکس و ایدیت را ربوده و به یک خانه خالی میروند. حالا افکار پنهان و منحرف جوانان به طور علنی بیرون میآید. شب به یک اورژی از شهوت و ترس برای مکس و ایدیت تبدیل میشود که تحت تحقیرهای بیشماری قرار میگیرند.