خط داستانی
کیکو نوجوانی است که پدرش اکنون در گذشته است و مادرش ماریلُو از فیلیپین است. آنها با ادینو، دوست پسر جدید مادر، به کارفرمایی که کارگران مهاجر غیرقانونی را به کار میگمارد زندگی میکنند. کوکو به مدرسه میرود اما همزمان ملزم به کار در کارگاههای ساختمانی ادینو است. او احساس میکند در سیارهای نادرست زندگی میکند. تنها جایی که کوکو میتواند رویاپردازی کند، اتوبوسی کهنه است در محوطهای دورافتاده که به پناهگاه خصوصی او بدل شده است. روزی به نظر میرسد سرنوشتش تغییر کند: دوست سالخورده پدرش، اتوره، برای یافتن کوکو میآید و میخواهد معلمی عجیبی برای او شود. اما روزی اتوره هویت واقعی خود را آشکار میکند.