در گوشت
سوزان خانهدار است و تمایل جنسی激نون به قصاب خود و مهارت او در دستکاری گوشت دارد… مهارتی که به وضوح با زندگی جنسی تکراری که با شوهرش تام دارد، تفاوت آشکاری نشان میدهد. برای پیچیدهتر کردن ماجرا، قصاب که ناخدای قهرمان ما از او بیخبر است، ترنس-مَسکولین است و سوزان دقیقاً نسبت به هویت جنسیتی نوجوان غیرباینریاش، رهی، کاملاً آگاه نیست و عموماً نسبت به او بیاعتنایی میکند. او از هویت جنسیتی برابریطلبانه دختر نوجوان غیرباینری خود، روث، بهطور آشکاری سرسختانه برخورد میکند. اوج داستان زمانی است که تام ترسی، دخترخواهر بزرگسالش را، برای نهار دعوت میکند. سوزان به قصاب خود مراجعه میکند و دقیقاً همان برش گوشت را که او پیشنهاد میدهد آماده میکند. بعداً، وقتی زنگ در به صدا درمیآید، با سورپرایز شوکهکنندهای روبهرو میشود. این عضو رازدار خانواده در حقیقت همان قصاب است – قصاب همان ترِیسی است. با پیشرفت شب، سوزان باید از تمایلات متعارض خود عبور کند، تعصباتش را با رویارویی روبهرو شود و اشتیاق عمیقتری را برای چیزی فراتر به رسمیت بشناسد.