خط داستانی
کاترینا بروکنر پنجاه ساله با پروندههای جدی در دفتر مراقبت از جوانان روبهرو است در خانه نیز در معرض فشار است همسرش جراح است که با او در کنار هم است و دخترش که باید به مراکِش برای کار برود به زودی نوهاش را به همراه دارد در چنین وضعیتی روانشناس مدرسه شوبرت از او کمک میخواهد معمار مشهور شهر برمر با او به دلیل بیشفعالی در مدرسه ظاهر میشود پسر هفتساله به نظر میرسد ترسیده ادعا میکند برمر مادر او نیست و ناگهان گم میشود.