خط داستانی
مرد مسنی با صورت سنگی در سرزمینی از سنگهای سفت، از وضع خود خسته شده و تصمیم میگیرد با تکهای سنگ خود را از بین ببرد. پسرش که در ارتش خدمت میکند خبر مرگ پدر را میشنود و برای دو روز مرخصی میگیرد تا به وطن بازگردد و پدر او با سیمای سنگی به خانه برگردد.