خط داستانی
مریا والفی دختر تاجر ثروتمند است که در دادگاهی برای چکهای ناگشوده به ناحق متهم میشود. وکیل دادخواهی در این دادگاه دیمیتری آلیکسیادیس است که وکیلی مغرور است. والفی در دادگاه خودکشی میکند و مریا معتقد است وکیل مسئول مرگ پدرش است. در گور پدرش قسم نفرت به سوی وکیل جوان میخورد. انتقامش هفت سال بعد آغاز میشود، وقتی در دفتر وکیل به عنوان کارآموز تحت نام «ماریا والفوبولویی» کار میکند. سپس او را به عقد خود در میآورد. پس از ازدواج، راز و نام واقعیاش را به او آشکار میکند. از آن پس قسم نفرت به قسم عشق تبدیل میشود.