خط داستانی
در دوازده روز پیش از کریسمس، ساکنان شهر برفی و ایزوله وودریج به طرز gruesome توسط یک سانتا و خانم کلاوس روانی به قتل میرسند. در حالی که پلیسهای کوچک شهر تلاش میکنند تا از مردم شهر محافظت کنند، به نظر میرسد که قتلها حول یک زن جوان که ممکن است آخرین قربانی در لیست سانتا باشد، متمرکز شده است. با ادامه کشتار و انباشت اجساد، به نظر میرسد که هیچ چیز و هیچکس نمیتواند جلوی قاتلان را قبل از اینکه نسخه مرگبار خود را از دوازده روز کریسمس کامل کنند، بگیرد.