خط داستانی
سُرایا، دختری جوان از روستایی دورافتاده در کوهستان، در شهر در جستوجوی نامزدش سِیفتدین است. او میفهمد که سالهاست ازدواج کرده و پسری دارد که با پدربزرگ پیر و بیمار و محافظهکارش زندگی میکند؛ زیرا سِیفتدین به جرم هنجارشکنی در زندان بهسر میبرد. سوریا تصمیم میگیرد پسر را به روستا ببرد تا از او مراقبت کند، اما در ادامه همسر سِیفتدین ظاهر میشود...